* هدف از كسب سواد رسانه اي چيست؟ چرا ما نياز به سواد رسانه اي داريم؟ - ما در يك دنياي رسانه اي زندگي مي كنيم كه خواه ناخواه تحت اشباع رسانه اي قرار گرفته ايم، حتي مي توان گفت فضاي پيرامون ما سرشار از اطلاعات است، مثلاً زماني كه تلفن همراه شما به صدا درمي آيد در واقع شما از اطلاعات در فضا استفاده مي كنيد، يا زماني كه با يك مودم به اينترنت و دنيايي از اطلاعات وصل مي شويد نياز داريد كه در برابر چنين فضايي، يك رژيم مصرف رسانه اي اتخاذ نماييد، درست مثل غذايي كه مراقب كلسترول، ويتامين و موارد ديگر آن هستيد، در فضاي رسانه اي هم شما بايد بدانيد چه مقدار در معرض رسانه هاي مختلف اعم از ديداري، شنيداري و نوشتاري قرار مي گيريد. زماني كه ما در بزرگراه هاي اطلاعاتي هم مي خواهيم حركت نماييم، سواد رسانه اي به ما مي گويد چه مقدار از وقتتان را در سايت هاي شناخته شده و چه مقدار در سايت هاي ناشناخته و چه مقدار در چت روم بگذرانيم. بنابراين هدف سواد رسانه اي تنظيم يك رابطه منطقي و مبتني بر سود است كه زماني ما در برابر رسانه ها قرار مي گيريم چه چيزهايي را از دست مي دهيم و در مقابل زمان و هزينه اي كه صرف مي كنيم چه منافعي را به دست مي آوريم، شايد بتوان گفت اصلي ترين هدف سواد رسانه اي آن است كه ما يك نوع استفاده مبتني بر آگاهي و با فايده از سپهر اطلاعاتي اطرافمان داشته باشيم.
* افراد جامعه چگونه مي توانند سواد رسانه اي خود را افزايش دهند؟ ۱- تسلط به يك زبان خارجي ۲- مهارت استفاده از كامپيوتر ۳- مهارت هاي استفاده از فضاي سايبرنتيك البته نهادهاي آموزشي، مدني و انتشاراتي هم مي توانند به اين امر كمك كنند. نهاد آموزشي مثل آموزش و پرورش، دانشكده ها و آموزشگاههاي مختلف مي توانند مفهوم سواد رسانه اي را به صورت كتب درسي ارائه نمايند يا نهادهاي انتشاراتي و نشر مي توانند مفاهيم ساده شده اي از اين بحث ها را در دستور كار خود قرار دهند و نهادهاي مدني مثل صنفي كه ورزشكاران را نمايندگي مي نمايند، مي توانند اعضاي خود را تحت آموزش مستمر در زمينه سواد رسانه اي قرار دهند. مثلاً اين كه يك ورزشكار چه رابطه اي با نشريات ورزشي داشته باشد، يا انجمن وكلا اين مفاهيم را به اعضاي خود منتقل نمايند.
* چگونه مي توان استفاده هدفمند و گزيده تري از رسانه ها داشت؟ - بخشي از سواد رسانه اي به همين امر مي پردازد، سپهر اطلاعاتي اطراف ما همانند يك سفره مي ماند و ما بايد از اين سفره بهترين انتخاب را داشته باشيم. يكسري مخاطبين هستند كه از سر عادت و بيشتر براي سرگرمي و تفريح به رسانه ها روي مي آورند و اغلب آنها افرادي هستند كه از سواد رسانه اي بي بهره اند.
* آيا مي توان بدون سواد رسانه اي، گزينش هاي صحيح تري از پيام هاي رسانه اي داشت؟ - تفاوت آن مثل يك دندانپزشك تجربي با يك جراح دندانپزشك است، يا مثل روزنامه نگاري است كه فقط از راه تجربي آموخته و روزنامه نگاري كه آموزش آكادميك را نيز به اين تجربه اضافه كرده است، بنابراين بين فردي كه مسلح به مطالعات سواد رسانه اي است با فردي كه بهره اي از سواد رسانه اي نبرده، تفاوت بسيار زيادي وجود دارد. به هر حال سواد رسانه اي به شما كمك مي كند تا قضاوت هاي صحيح تري از محيط پيرامون خود داشته باشيد و پارامترهايي را به شما مي دهد تا درك عميق تري از آنچه مي بينند، مي شنويد و مي خوانيد داشته باشيد و شايد اين امر براي حكومت هاي ديكتاتوري و در كل كساني كه ذاتشان با آگاهي در تعارض است، تعميم سواد رسانه اي و معرفي ادبيات رسانه اي و كمك براي ارتقاي سواد رسانه اي به عنوان مفاهيمي خطرناك باشد و به هيچ وجه حاضر نباشند كه چنين مفاهيمي را در جامعه گسترش دهند، زيرا با ماهيت آنها در تعارض است. ما متأسفانه در جهان امروز افرادي را داريم كه تحت آموزش قرار ندارند و از سطح سواد كلاسيك نيز برخوردار نيستند و آنها اتفاقاً از طعمه هاي اصلي در فضاي رسانه اي هستند.
* آيا با افزايش سواد رسانه اي در افراد، ميزان تأثيرگذاري رسانه ها از نظر تجاري كاهش مي يابد يا خير؟ - بايد گفت سواد رسانه اي نوع رابطه را تغيير مي دهد، چون آگهي بحث عرضه و تقاضاست و براي يك مخاطب آگاه تنها مهر استاندارد يك كالا مهم نيست زيرا مي داند اين امر به عنوان زيربناي كار است كه كالا وارد ميدان رقابت شود نه اينكه به قله رقابت رسيده و قهرمان شده است. البته مصرف يكسري از الگوهايي دارد كه الزاماً از سوي رسانه ها صورت نمي گيرد، بلكه مي تواند از سوي خانواده باشد، بنابراين ارتقاي آگاهي الزاماً عليه آگهي نيست بلكه عليه محتواي تخدير كننده و منفعل كننده رسانه هاست. در آينده ممكن است تبليغات به سمت آگهي هاي اطلاع رسان بروند، يعني هم اطلاعات و هم تبليغات را با هم صورت گيرد.
* با توجه به سرريز شدن اطلاعات، اضافه بار اطلاعاتي و وجود منابع اطلاعاتي بي شمار، چگونه مي توان مهارت هاي پردازش اطلاعات را تقويت نمود؟ - يكي از اهداف سواد رسانه اي آن است كه به شما نشان دهد اضافه بار اطلاعاتي واقعاً مورد نياز است يا اينكه شما تحت تأثير فضاي موجود و جبر زمانه در معرض حجم بالاي اطلاعاتي هستيد كه به هيچ وجه نيازي به آنها نداريد. به عنوان مثال امروزه بسياري از نوجوانان ما اتيكت زده هستند يعني مارك ها و علائم تجاري جهان را به خوبي مي شناسند، نمونه آن در مورد انواع ماشين ها است كه حتي اين اطلاعات در هيچ زمينه اي به كار آنها نمي آيد تا زماني كه به سن قانوني رسيده و گواهينامه دريافت كنند و قدرت خريد پيدا كنند ولي چون در معرض آگهي هاي پياپي قرار دارند، در اين زمينه آگاهي بيشتري دارند. بنابراين لازم است از پيام ها و اطلاعات اطرافمان براساس نيازهايمان استفاده كنيم تا دچار سردرگمي نشويم.
* آيا شما شاهد دوره هايي در زمينه سواد رسانه اي از طريق سمينار، كنفرانس، كلاس هاي توجيهي و... بوده ايد؟ - متأسفانه دوره هايي در اين زمينه به هيچ وجه برگزار نشده و ما هميشه با تأخير به مفاهيم جديد مي رسيم و زماني كه مي رسيم ممكن است موضوع به طور كلي تغيير كرده باشد.
* در كشور ما چه سياست ها و حمايت هايي در زمينه سواد رسانه اي صورت گرفته است؟ - در برنامه چهارم توسعه، توجهات بيشتري به مقولات ارتباطي شده، اما اينكه از چه زماني اين حمايت ها بايد شروع شود بايد گفت هنوز مشخص نيست.
* چه پيشنهادي براي بهبود وضعيت آموزش سواد رسانه اي در جامعه داريد؟ - در گام اول توليد ادبيات مربوط به اين بحث است كه مشخص شود دامنه و چارچوب سواد رسانه اي چيست و سپس ضرورت انجام ترجمه است تا بتوانيم به يك مطالعه تطبيقي با وضعيت جامعه خودمان و به معيارهايي براي تعقيب اهداف سواد رسانه اي دست پيدا كنيم. وضعيت سواد رسانه اي در غرب به دليل آنكه تكنولوژي هاي مدرن تمركز و غلظت بيشتري دارند، باعث شده تا تئوريسين ها و مخاطبان زودتر خطر مسلح نبودن به سواد رسانه اي را درك كنند، بنابراين مطالعات و تجارب بسيار خوبي هم در اين زمينه دارند كه ما مي توانيم از آنها استفاده كنيم. همچنين حمايت آموزش و پرورش از طريق گنجاندن مفاهيم سواد رسانه اي به طور ساده تر در كتب درسي دانش آموزان، براي آگاهي بيشتر آنها با رسانه ها و تأثيرات آنها مي تواند مفيد باشد دانشكده هاي ارتباطات نيز مي توانند چنين واحدي را در دروس خود قرار دهند. همچنين خود رسانه ها بخصوص روزنامه ها با توجه به جغرافياي مخاطبينشان، مي توانند مفاهيمي از سواد رسانه اي را منعكس نمايند، منتقدين نيز مي توانند به ادبيات رسانه اي دامن بزنند از طريق نشريه نقد سينمايي و نقد ادبي و حتي نشريه تخصصي رسانه نيز مي تواند اين گونه حركت نمايد. اگرچه ممكن است در نگاه نخست به نظر آيد كه رسانه ها خود با چنين مفاهيمي مخالف هستند، اما در واقع اين طور نيست، زيرا مالكان رسانه ها مخالف اين امر هستند نه خود رسانه ها، البته نبايد اينگونه فكر كرد كه تنها كانال رفتن به سمت مقولات رسانه اي خود رسانه ها هستند، خير اينگونه نيست، همان طور هم كه عرض كردم در اولويت بندي، رسانه ها را در آخرين مرحله قرار دادم.