روزنامه شرق هوشنگ عباس زاده* خدمت كردن و انجام وظيفه از سوى نهادها، سازمان ها، موسسات، دستگاه ها، مجامع و كانون ها به طور كلى هرگونه تشكيلاتى مانند وزارتخانه ها و شركت ها و موارد مشابه ديگر نياز به پشتوانه دارد، آن هم پشتوانه اى كه زاده احساس آنى نباشد، بلكه زاييده علاقه باشد و در اين صورت است كه خدمت و وظيفه با موفقيت توام خواهد بود. علاقه هم بدون تفاهم و تفاهم نيز بدون در ميان گذاشتن و مطرح كردن مسائل (اطلاع رسانى) با مردم و در حقيقت با مخاطبان و سرويس گيرندگان و همچنين اطلاع يابى و آگاهى از نيازها، خواست ها، پيشنهادها، طرز تلقى ها و برداشت ها و انتقادهاى آنان (مردم) به وجود نمى آيد، در نتيجه ايجاد علاقه احتياج به تفاهم دارد كه وسيله اش آگاهى و اطلاع است. همان طور كه مستندات تاريخى و فرهنگى نشان مى دهد در زمان هاى گذشته و دور كه مديريت به صورت سنتى و كدخدامنشى بود، زندگى اجتماعى هم راه ساده و عادى و معمولى خود را طى مى كرد ولى پس از رنسانس (تجديد حيات) و رفرم (اصلاح اجتماعى) شرايط و اوضاع و احوال جوامع دگرگون شد و مديريت نوين و علمى مورد توجه قرار گرفت و بر اثر رواج روزافزون زندگى ماشينى كه انسان ها را از يكديگر دور كرد، امر تفاهم و توافق و ارتباط مديريت ها و بالطبع سازمان ها و موسسات با مخاطبان و سرويس گيرندگان نيز دچار خدشه شد و سازمان ها و موسسات به تدريج در ورطه ورشكستگى و سقوط قرار گرفتند كه اين امر باعث شد كه در اوايل قرن بيستم (حدود يكصد سال) پيش در نمودار سازمانى موسسات و سازمان هاى هر دو بخش خصوصى و دولتى در كشورهاى غربى و از حدود پنجاه سال پيش در كشورهاى در حال توسعه از جمله ايران به تدريج واحد يا بخش و دفتر يا اداره اى به نام روابط عمومى (Public Relations) جاى خود را باز كرد و در اكثر سازمان ها و موسسات از نظر سلسله مراتب ادارى، پيش از بالاترين مقام يا مسئول يا موسسه قرار گرفت تا نقش و وظيفه يك پل ارتباطى دوسويه يا دوطرفه را بين يك سازمان يا موسسه و مخاطبان و سرويس گيرندگان آن ايفا و اجرا كند. از سوى ديگر پس از انقلاب صنعتى و آثار و نتايج بس شگرف آن، عوامل ديگرى از جمله بسط و گسترش آموزش و پرورش و افزايش تعداد باسوادان و در نتيجه بروز حس كنجكاوى و جهان بينى بيشتر، مورد مقايسه قرار دادن مسائل و مشكلات و موضوعات مختلف و غيره و توجه بيشتر به آنها، توسعه حق راى و حقوق اساسى افراد جامعه و از همه مهمتر پيشرفت روزافزون وسايل ارتباط جمعى به ترتيب مطبوعات، راديو و تلويزيون و ديگر وسايل و ابزار ارتباط عمومى و رشد مهاجرت و شهرنشينى و عوامل ديگر، همه باعث شدند كه وظيفه دولت ها (به ويژه) از نظر تامين و حفظ امنيت حدود و ثغور كشورها، فراتر رود و در نتيجه تبديل به خدمات (ارائه سرويس) گردد و به مرور ارائه خدمات مطلوب به عنوان يك پشتوانه و عامل استحكام و انسجام دولت ها قرار گيرد. بنابراين سازمان ها و بخش هاى دولتى نيز براى استمرار و بقاى خود نياز به پشتوانه مردمى را پذيرفتند و به تاسيس واحدهاى روابط عمومى همت گماشتند، به طورى كه در حال حاضر روابط عمومى ها جزء فرهنگ امور دولتى و غيردولتى قلمداد مى شوند و وجود و ضرورت پيدايش و گسترش واحد روابط عمومى براى اكثر مسئولين و مديران جامعه در بخش هاى دولتى و غيردولتى انكارناپذير و بديهى است. به طور كلى از زمانى كه پديده افكار عمومى (Public Opinion) مورد توجه و اهميت قرار گرفت، برقرارى ارتباط با همگان (عموم) به ويژه از طرف واحدهاى روابط عمومى نيز به صورت يك مسئله و موضوع مهم و حياتى و استراتژيك به عنوان يك دانش (علم) و فن (تكنيك) و فلسفه اجتماعى به كار گرفته شد و سازمان ها و موسسات دريافتند كه اگر بقا و دوام و توسعه و پيشرفت خود را خواستارند بايد با سرويس گيرندگان و مخاطبان و مشتريان خود ارتباط دوسويه برقرار كنند. يعنى با استفاده از روابط عمومى و به كار بردن روش ها و راهكارهاى آن، جامعه را به سوى خود (سازمان مربوطه) جذب و جلب كنند و تا بتوانند تشريك مساعى و همكارى همگانى را براى خود به وجود آورند و با دريافت Feed Back يا پس فرست مخاطبان به پيشرفت ها و موفقيت هاى مورد نظر دست پيدا كنند. • تعاريف و مفهوم روابط عمومى از اصطلاح روابط عمومى تعاريف گوناگون و متعددى (بيش از ۵۰۰ تعريف) از طرف صاحب نظران و كارشناسان مربوطه ارائه شده است كه در اينجا لازم است به تعدادى از آنها براى آشنايى هر چه بيشتر اشاره اى شود. ۱ _ روابط عمومى عبارت است از تلاش ها و اقدامات آگاهانه، برنامه ريزى شده و سنجيده اى براى استقرار و كسب و تفاهم متقابل بين يك سازمان و گروه هاى مورد نظر سازمان (تعريف انجمن جهانى روابط عمومى) ۲ _ روابط عمومى يا مهندسى توافق عبارت است از اطلاعاتى كه به مردم داده شود، تلاش هاى ترغيبى به منظور تغيير گرايش ها و رفتار مردم، كوشش براى هم بسته ساختن نگرش ها و اقدامات مخاطبان خود و متقابلاً نگرش ها و اقدامات مخاطبان با موسسه (تعريف ادوار برنايز از پيشگامان روابط عمومى) ۳ _ روابط عمومى يكى از وظايف و عملكردهاى مديريت است كه ارتباطات دوسويه يا دوطرفه را براى تلفيق نيازها و علايق يك سازمان يا شخص با علايق و نيازهاى مخاطبين متفاوتى كه آن سازمان يا شخص دارد، برقرار مى كند. • اهميت و نقش روابط عمومى روابط عمومى را بايد نهادى دانست كه از يك طرف در نقش پلى بين ملت و دولت عمل مى كند و از سوى ديگر مردم و نهادهاى غيردولتى پيوند و رابطه دوسويه اى را برقرار مى كند و با حمايت از حقانيت مردم (در نقش مدعى العموم)، خود را در قالب و يك هيات و يك نهاد مدنى متجلى مى سازد و چون يكى از ويژگى هاى مردم سالارى آن است كه مردم حكومت مى كنند و بخش هاى غيردولتى نيز با توجه به ميزان استقبال و مقبوليت و حمايت مخاطبان و سرويس گيرندگان بقا و دوام خواهند داشت، بنابراين سياست عمومى به طور منطقى مى بايستى از خواست هاى مردم پيروى كند و خود را در مقابل مردم، پاسخگو بداند تا رضايت و پذيرش و سازش افكار عمومى را به دست آورد. در حقيقت روابط عمومى زمينه را براى بسترسازى جهت رسيدن به اهداف و تحولات و مشاركت عمومى و راهبردهاى تازه فراهم مى كند و هدف نهايى آن اين است كه طرز تلقى و ديدگاه جامعه را نسبت به هر موضوع و مسئله اى مثبت كند و جهت دهد و در واقع زمينه همكارى و مشاركت عمومى را فراهم كند. به هر حال روابط عمومى سه ركن اصلى و مشخص را دارا است كه عبارتند از: ۱ _ مردم (مخاطبان) را مطلع، آگاه و با خبر كردن (اطلاع رسانى). ۲ _ مردم (مخاطبان) را متقاعد و مطمئن ساختن (اقناع و متقاعدسازى). ۳ _ تشريك مساعى و همكارى و هميارى مردم (مخاطبان) را جلب كردن (مشاركت عمومى و انسجام اجتماعى). • مشاركت (Pasticipation)، تعريف و مفهوم آن مشاركت در مفهوم سنتى، پيوندى دوسويه، سازنده و سودمند ميان دو نفر يا بيشتر از دو نفر است. هرگاه ميان دو انسان ارتباطى برقرار شود كه اين ارتباط دوسويه باشد و ميان آنها كنشى صورت گيرد و هر دو سوى، از اين ارتباط سود ببرند به اين مسئله مشاركت گفته مى شود. اما مشاركت و هميارى به مفهوم امروزى گوش دادن و توجه به سخنان به ويژه زيردستان است. مشاركت به روابط و انتقال پيام حاصل مى شود. همسويى و هم افزايى به وجود مى آيد. در فرهنگ مشاركت كه مبتنى بر حكومت مردم سالار از نظر سياسى است اهداف عمده اى بدين شرح مورد توجه است. ۱- افزايش ميزان بهره ورى و توليد. ۲- بالا بردن توان سازمان هاى توليدى و بازرگانى و اعطاى اختيارات بيشتر به آنها، وارد شدن آنها در اقتصاد جامعه و... ۳- نيرومند كردن نيروى كار كه بر اثر آن جامعه به انسجام اجتماعى كشيده خواهد شد. ۴- ايجاد شرايط مناسب براى مالكيت گسترده تر اعضا و تقسيم سهام بين همه و در نتيجه دلسوزى و پشتكار بيشتر. ۵- پديد آوردن و شكل دادن و حرمت ملى و يگانگى ميان شهروندان و ايجاد شرايط و زمينه هايى لازم براى هم افزايى. با فلسفه مشاركت اعضا در عين آزادى و حفظ هويت فردى با عضويت خود داراى آرمان هاى مشترك مى شوند و اين آرمان مشترك آنها را به سوى تلاش بيشتر و بهره ورى فزون تر مى كشاند، با شكل گيرى آن حساسيت اعضا نسبت به هم بيشتر مى شود و احساس مى كنند كه داراى سرنوشت و منافع مشترك اند، در جوامع توسعه يافته روابط عمومى ها درد و غم، شادابى و نشاط را براى همه مى دانند و شرايط ذيل پس از انجام روش ها و اقدامات روابط عمومى فراهم مى شود. - سهيم شدن همه، فراهم آوردن شرايط مناسب براى مشاركت مردم در سرنوشت خويش و خارج شدن از برزخ بى اعتنايى به سرنوشت ديگران، به ميدان كشيدن گروه ها و قشرهاى محروم جامعه و تشويق آنان براى به عهده گرفتن بسيارى از مسئوليت ها، احساس مالكيت براى همه، درهم شكستن و برآوردن صداى همه و كانونى شدن اين صداها، بالندگى معنوى مديريت، توجه به نيازهاى بلندمرتبه انسان ها و به ويژه نيروى كار، سهيم شدن در اقتدار و اختيار و مشاركت در فراگرد توسعه و رفاه مادى و اجتماعى جامعه. همه اين موارد به انسانى شدن جامعه و محيط كار و سازمان ها مى انجامد و شرايطى را پديد مى آورد كه يكپارچگى فرد و جامعه تسهيل مى شود. با توجه به اينكه ما در عصرى زندگى مى كنيم كه به عصر ارتباطات و اطلاعات مشهور شده است و هر بيست ماه يك بار ميزان دانش و آگاهى انسان ها دو برابر مى شود، به هر ميزان كه سازمان ها و موسسات و نهادهاى دولتى و غيردولتى با انسان ها و افراد پرسشگر و كنجكاو و حساس و علاقه مند به كسب اطلاعات از طريق فعاليت هاى روابط عمومى به صورت دو طرفه و يا دوسويه و با استفاده از ابزار و ادوات ارتباطى مختلف و گوناگون (شفاهى و كتبى و ديدارى و شنيدارى) به ارتباط كه تعريف خلاصه آن يعنى مبادله اطلاعات و اخبار به منظور هدايت رفتار انسانى است بپردازند و به نقش و اهميت آن آشنا باشند همانا مشاركت و هميارى و انسجام اجتماعى و در نتيجه پيشرفت و توسعه و بهره ورى و موفقيت هاى روزافزون را به دست خواهند آورد. نكته آخر اينكه شهرت و اعتبار يك سازمان يا موسسه را مى توان به نوعى نتيجه و حاصل فعاليت هاى ارتباطى و يا روابط عمومى درون سازمانى آن دانست. چون روابط عمومى يعنى پل، پل ارتباطى، پل پيوستگى، پل پذيرش، پل ادراك و پل يكپارچه بودن وحدت ميان مردم با يكديگر و ميان دستگاه هايى كه با مردم سروكار دارند. * عضو هيات علمى گروه علوم ارتباطات اجتماعى دانشگاه علامه طباطبايى