نوشته سعيد پورزند نقش رسانه ها و بويژه مطبوعات در كاهش آسيبهاى اجتماعى ، نقشى بى بديل است كه آگاه سازى افكار عمومى و به تبع آن جلوگيرى از گسترش آسيبهاى اجتماعى را به عنوان هدف و در قالب رويكرد موشكافانه نسبت به مسائل اجتماعى و ارائه راهكارهاى لازم دنبال مى كند. اينكه ما به يكباره با انبوهى از مسائل و مشكلات اجتماعى وآسيبهاى ناشى از آن مواجه مى شويم خود ناشى از عدم توجه لازم به اين مسائل در بطن جامعه است به طورى كه پس از انقلاب به واسطه تأثيرات مخرب جنگ و تنگناهاى دوران بازسازى شرايط و بستر لازم براى پرداختن به اينگونه موضوعات فراهم نشد تا اينكه در دوران رياست جمهورى خاتمى فرصت بروز عقايد و طرح مسائل مربوط به جامعه به واسطه آزادى بيشتر فضاى رسانه اى به دست آمد و دراين ميان مباحث مربوط به جوانان به تبع برخوردار بودن كشورمان از جامعه اى جوان بيش از پيش مورد توجه قرار گرفت. دراين ميان به واسطه خروج از يك فضاى نسبتاً بسته و آشناسازى مردم با مشكلات و معضلات جامعه، رسانه ها و بخصوص مطبوعات نقش اصلى خود را يافتند و توجه به مسائل اجتماعى را به عنوان يكى از اركان اصلى توفيق در خدمت به مردم و جامعه مورد توجه قرار دادند. از طرفى مردم خسته از سياست بازيها گرايش بيشترى به رسانه هايى دارند كه بازتاب دهنده خواسته ها و مشكلاتشان باشد و پرواضح است دراين ميان ، برخى از مطبوعات به دليل احساس نزديكى بيشتر با مردم و به دور از سياستگذارى هاى خشك توانستند موفق تر از سايرين ظاهر شوند و مخاطبان زيادى در بين عموم و خواص بيابند. براين اساس هرچه بيشتر مسائل اجتماعى موردتوجه قرار گرفته و نگاه موشكافانه تر و دقيق ترى به موضوعات مرتبط وجود داشته، آگاه سازى مردم نيز افزايش داشته و همين آگاهى ها، كاهش آسيب هاى اجتماعى را به همراه داشته است. به عنوان مثال مى توان به موضوعاتى نظير كودكان كار ، چگونگى ارتباط ميان دختر و پسر، مهريه هاى كلان، مشكل ازدواج جوانان، بيكارى ، فقر ، حاشيه نشينى ، برخورد خرده فرهنگها، تبديل شدن ناهنجاريها به هنجارها و ... اشاره كرد. در هريك از اين موارد هرگاه مطبوعات وارد عمل شده و به درستى وظيفه خود را اعمال كرده اند، حساسيت نگاه مسؤولان و جامعه رقم خورده و تأثيرگذارى اين امر ديده شده است. دراين باب مى توان به بارنشستن منع كار كودكان، بهداشت محيط هاى كار، بهداشت روانى كاركنان، كاهش مديريتهاى پروازى، جمع آورى و اسكان كارتن خوابها، توجه بيشتر به مسائل حاشيه نشينى در كلانشهرها و ... را حاصل عملكرد مطبوعات و همراهى افكار عمومى برشمرد. پرواضح است اگر اطلاعات لازم در اختيار مردم قرار نگيرد و اذهان عمومى نسبت به آسيبهاى اجتماعى و نوپديده هاى آن ، روشن نشود نمى توان نسبت به كاهش چنين مواردى اميد داشت. يك نمونه دراين باب، مصرف قرص هاى روانگردان است كه شايد اگر پيش از شيوع مصرف اين قرصها، جوانان و خانواده ها از تبعات آن باخبر مى شدند، شاهد ايجاد يك بازار مناسب براى دلالان اين قرصها نبوديم و در نمونه اى ديگر اگر به طرح مسائلى چون مهريه هاى كلان بيشتر پرداخته مى شد شايد رونق بيشتر ازدواج ها را در پى داشت و تبعات منفى اين موضوع كمتر در جامعه بروز مى كرد. براين منوال ، طرح مسائل اجتماعى و برخورد مناسب با واقعيات جامعه يك ضرورت غيرقابل انكار است و براى برخوردارى از جامعه اى سالم نيازمند رسانه هاى پيشرو و نقاد هستيم.