دستاورد نشست مسئولین روابط عمومی های سازمانهای گیلان –خراسان شمالی-خراسان رضوی-سمنان –یزد- مازندران  (  منطقه ۱  کشور در  گیلان 17/5/1384  بندرانزلي  )  روابط عمومي در دنياي امروز و در منظر نوين آيينه ي تمام نماي سازمان است كه بي كم و كاست جلوه دهنده ي ضعف ها و قوت هاست . اما در پس اين آينه همواره تحليل گري ايستاده كه از مقام طوطي صفتي به دور است و افق ها و كرانه ها و زواياي مختلف مسائلي را با ديدي وسيع و افقي نوين اما از منظري بالا و والا تعبير و تفسير و به زبان گويا تر تحليل مي نمايد. اما گام اول دربستر روابط عمومي نوين ،‌ارتباط و تعامل بايسته و شايسته با اصحاب رسانه ها و بويژه مطبوعات است كه شامل دو فرايند مي باشد.

 الف ) فرايند و گام هاي ارتباطي ب ) فرايند و گام هاي اشتراكي كه به اجماع بدانها اشاره مي شود. الف ) فرايند و گام هاي ارتباطي :

 1) دانايي توانايي است : به عبارتي وقتي تعامل دو سويه بر پايه ي كردارهاي منطقي و متوازن مستقر مي شود كه ارتباط با اصحاب مطبوعات و رسانه ها براساس تفاهم متقابل و داشتن ايده ها و اهداف مشترك و در محيطي به دور از شائبه هاي شخصي و غرض ورزانه استوار گردد. اين فرض محقق نمي شود مگر اين كه همواره در گزارش ها و مصاحبه ها و به طور كلي در ارتباط پاسخي متقن و مستدل به آنچه كه فيمابين طرفين مقرر گرديده و يا به ابهامي كه مشخص شده از سوي مصاحبه شونده (‌سوال شونده ) ارائه گردد.

2) صداقت و شفافيت : رويكرد اصيل ارتباطي نوين همواره به دنبال صداقت و شفافيت و واگويه ي تماميت اصل و اصيل ماجراها و قضاياست و از طفره رفتن و فرافكني بيزارست . در اين قرائت آن قدر سعه ي صدر وجود خواهد داشت كه كمي و كاستي هاي بزرگ نمايي نگردد و وارونه نمايي ابزار و وسيله نشود. اگر ارتباط و تعامل دو جانبه به چنين منظري دست يابد ديگر با كسي از طرح مشكلات و تنگناهاي موجود نخواهد بود. زيرا در هر دستگاهي از جمله آموزش و پرورش كه بزرگترين سازمان هر استان است قطعا”‌كاستي هايي به چشم مي خورد كه اين اجتناب ناپذير است . اما بدان معنا هم نيست كه بايد ناديده انگاشته شود بلكه بايد به مرور اصلاح گردد.

 3) خويشتن داري و خويشتن شناسي: در اين مقام آنچه كه نخست جلوه مي نمايد اين است كه بايد در مقابل مجمه هاي بجا و گاه نابجاي اصحاب قلم خويشتندار و خويشتن شناس بود. بدين معني كه با شناختي همه جانبه از موضوع و موقعيت مورد سئوال و انتقاد قرار گرفته نسبت به تماميت موضوع اشرافي كامل و جامع يافت و حتي المقدور در برخوردها نيز خويشتندار را سرلوحه ي كار و عمل خويش قرار داد. اگرچه كه در بسياري موارد ناآگاهي ،‌بي اطلاعي ،‌ناكارآمدي ،‌بدفهمي ،‌بي توجهي به منبع خبر و بي تفاوتي نسبت به زواياي منشور گونه ي ماجراها و قضايا موجب طرح مسائل و معضلات گرديده و در بسياري موارد از بنيان و شالوده ، اساسي سست و وهمي دارد. خيال پردازي هاي ماجراجويانه برخي قهرمان سازان موجب از بين رفتن مرام پهلواني مي گردد.

 4) قدرشناسي و تجليل : شك نيست كه هر عملي عكس العملي بدنبال دارد . كوشش هاي شايسته و بي وقفه برخي اصحاب انديشه و قلم بايد با بازتاباندن بجا از سوي كارشناس مسوولان روابط عمومي با استقبال مردمي و بويژه فرهنگيان عزيز همراه و همزاد گردد. از سوي ديگر با تجليلي قدرشناسانه اما معنوي از سوي رؤساي سازمان ها همراه شود تا باعث شيفتگي و عزم جدي زحمت كشان عرصه ي مطبوعات و رسانه ها گردد. بويژه تقدير در روزهاي مرتبط از جمله «روزقلم» و «روز خبرنگار» و…. مي تواند قوت قلبي براي اين عزيزان گردد و خستگي و فرسودگي ناشي از كنكاش هاي راستين و تهيه ي گزارش هاي نوين را از تن آنها به درآورد و قبايي نو از قدرشناسي و آيينه نمايي را بر تن و جسم آنها نمايد وقتي كه حاصل و چكيده ي تلاش خود را در آيينه ي پندار تجليل گرما مي بينند.

 ب ) فرايند و گام هاي اشتراكي :

 1) پاسخ گو بودن در پرتو ارائه ي تحليل هاي كارا: تعامل مصدر باب تفاعل و به معني مشاركت است . مشاركت وقتي معني مي يابد كه از سئوال ها و انتقادها نهراسيم بلكه با تمام وجود و به نحوي شايسته و مستدل و اقناع كننده پاسخ گو باشيم . در چنين باوري حلقه هاي اتصال معرفتي كاركنان سازمان زنجيردار برقرار مي گردد زيرا همه چون يك سر و يك تن مي شوند كه بقا و بناي سازمان را وابسته و متكي به خود مي دانند و براي ارتقا و دوام آن قطعا” با رضاي جان خواهند كوشيد.

 2) ارزيابي مستمر از باز خوردهاي مطبوعاتي : تهيه ي بولتن هاي مطبوعاتي و ارائه ي آن در اولين زمان ممكن به مديريت ها و معاونين سازمان و باز تاباندن آن به كارشناسان جزو رسالت هاي خطير روابط عمومي است و قطعا” آنها را به تلاشي وافر تحريض و تشويق خواهد نمود. از دگر سوي نيز به جهت ديد باني و حراست از امانتي كه مردم به مسوولين خدمتگزار سپرده اند از افراط و تفريط و خداي نكرده اتخاذ تصميمات شخصي و غيركارشناسانه پرهيز خواهند نمود. نقش كارشناسان وزارت محترم نيز در اين ميان به عنوان ديدباني تصميم ساز بسيار حساس است . با دريافت عملكرد ماهيانه مطبوعاتي اعم از درج اخبار و گزارش ها و احيانا”‌پاسخ به ابهامات مطبوعاتي و رسانه اي مي تواند به عنواني مسكني پيش از عمق يابي ماجراها و دامن زدن به آنان تلقي شود. بويژه كه تصميم گيري فراتر مي رود و پاسخ هاي ارائه شده با مشورت كارشناسان خبره ي وزارتي مطلوب تر ارائه مي گردد.

 3)‌برقراري نشست هاي كارشناسانه : تداوم ارتباط و بويژه نشست با اصحاب مطبوعات و رسانه ها مي تواند كم كم آنها را به سمت و سوي هدايت گري سوق دهد. در چنين رويكردي ،‌آنها اقناع مي شوند كه رابطه ي تصميم گيران سازمان آموزش و پرورش با آنها رابطه ي تكميلي است . به عبارت ديگر بايد كه اين دو بال مكمل همواره دوشادوش هم به سير در آفاق و اكناف حوادث بپردازند تا حلقه هاي مفقوده ي ايجاد خلل و رخنه ها و روزنه ها را كشف نمايند و به اصلاح آنها بپردازند. فضاي تفاهمي كه ايجاد مي گردد براي بهره برداري مطلوب و بررسي كارشناسانه وقايع بسيار مثمر ثمر خواهد بود و فرصت مقتضي جهت برنامه ريزي و تصميم منطقي گرفتن به دست مي آيد.

4) ايجاد پروسه ي هم سويي و هم گرايي : درد و فرياد مشترك داشتن و هم سو و هم جهت بودن و شدن اصحاب مطبوعات و رسانه ها با سازمانها كمك شاياني به اطلاع رساني به موقع و به جا مي نمايد . در اين منظر اهل انديشه و قلم مشاوريني امين براي سازمانها محسوب مي شوند و در بسياري از پرتگاهها نقش مشورتي ايفا مي نمايند. اگر روابط عمومي سنخنگوي سازمانست رسانه ها و مطبوعات سخنگوي روابط عمومي هستند. در اين پروسه اصل بر با هم بودن است و نه بر هم بودن . فرياد حق شنيدن است و نه بر كورسوي من تارتنيدن . نماز نياز همسويي برپاي داشتن و بر زانوي ادب و صراحت و شجاعت نشستن است . تا باد چنين بادا.