4-      چهارمین چالش میان رسانه ها با روابط عمومی ها عدم درک درست جایگاه روابط عمومی از سوی رسانه ها و بالعکس است.برخی رسانه ها روابط عمومی را محلی برای اعطای آگهی می دانند و روابط عمومی ها نیز برخی مواقع رسانه ها تنها آگهی گیرنده می دانند.این مشکل سبب می شود که هیچ یک از این دو به اهداف اصلی خود نرسند و افکار عمومی و سازمان مربوطه مغفول بماند.

 

5-      پنجمین چالش را باید عدم استفاده مدیران از روابط عمومی های کار بلد و با تجربه دانست.مدیران تنها می خواهند یک پست را پر کنند و برای همین در انتخاب مدیر روابط عمومی به سابقه کاری و یا تحصیلی فرد توجه نکرده و بعضا خویشان یا افراد سفارشی را در این پست مهم می گمارند.برای همین در طول کار روابط عمومی و رسانه حرف یکدیگر را درک نمی کنند.

 

6-      ششمین چالش انتخاب روابط عمومی برای انجام چندین کار مشابه و همزمان است.بعضا مدیران روابط عمومی هم پست ریاست دفتر و هم پست روابط عمومی را دارند که در نهایت به دو پست آسیب رسیده و مدیر روابط عمومی زمانی برای تعامل با خبرنگاران نخواهد داشت.

 

راهکارها:

 

برای اینکه بتوان در عرصه کنونی ارتباطات که عمر ماندگاری خبر به ثانیه هم نمی رسد سازمان ها با رسانه ها تعامل مثبت و بالعکس داشته باشند چند راهکار پیشنهاد می شود:

 

1-      انتخاب مدیر روابط عمومی از جنس رسانه.یعنی فردی پشت میز ریاست روابط عمومی بنشیند که حداقل چندین سال سابقه کار مطبوعاتی داشته باشد.

2-      تعیین مدیران روابط عمومی دارای سابقه تحصیلی مرتبط.

3-      ایجاد واحدهای روابط عمومی قوی در سازمان هایی که این واحد را نداشته یا حذف کرده اند.

4-      تفکیک سازی میان پست ریاست دفتر و روابط عمومی.

5-      تعیین مشاور رسانه برای مدیران یا روابط عمومی برای افزایش تعامل با رسانه ها.

6-      برگزاری نشست های مستمر با خبرنگاران و روزنامه نگاران از سوی روابط عمومی ها برای پر کردن خلاء های احتمالی.

7-      شکستن دیوار میان مدیران با رسانه ها.

8-      ایجاد حس اعتماد میان مدیران و رسانه ها.